كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

720

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

حضرت فرمود كه غلات و اسبان و ساير جهات كه از حاجى ترخان و سراى آورده بودند مجموع را بر امرا و لشكريان به سويّت قسمت نمودند و بسيارى پيادگان را سوار ساخت و سرداران را به انواع عنايات نواخت . مصرع وين چنينها قطره‌اى باشد ز بحر جود او ذكر مراجعت حضرت صاحب‌قران به جانب دربند آذربايجان و شرح آن صاحب‌قران آفاق چون ممالك و صحارى دشت قبچاق و ساير بلاد شمال را در قبضهء تسخير و تصرّف آورد و هركه از دشمنان مانده بود در اطراف آن بيابان حيران و سرگردان مىگشتند و آن حضرت از قشلاق بغازقم عزم مراجعت نموده به جانب دربند و آذربايجان روان شد و از آب ترك گذشته [ و آغروق را گذاشته ] « 1 » از راه طرقى به نيّت غزا متوجّه كوجه « 2 » شد و آن خطّه را در ميان گرفته لشكريان به تاراج رفتند . ناگاه شوخال « 3 » مجوسى به اتفاق قوم غازى قومق كه به مدد اهل اسكوجه مىآمدند نزديك رسيدند . آن حضرت با پانصد نامدار در برابر رفت و با وجود كه عشر عشير ايشان نبود به موجب كم من فئة قليلة غلبت فئة كثيرة « 4 » باذن اللّه بريشان حمله كرد و آن جمع كثير را پريشان ساخته در ميان جنگ شوخال با مبشر بهادر باز خورد و مبشّر به قوّت دولت آن حضرت سر شوخال را كه رأس جملهء ضلال بود جدا كرده به حضرت رسانيد و مردم او را بيشتر كشته [ و فوجى از مردم غازى قومق اسير گشته ] پيش حضرت آوردند .

--> ( 1 ) . ك ندارد . ( 2 ) . ظف : اشكوجه . ( 3 ) . ظف : « شوقل از قازى قوسوق و اوهر با سه هزار مرد پرمدد اهل اشكوجه مىآمدند . » ص 554 ( 4 ) . ظف : « لشكريان گمراهان آنجا را طعمهء شمشير غزا ساختند و قلعه را غارتيده با زمين هموار كردند و از بىدينان گروهى انبوه به كمرها و غارهاى كوه درآمده بودند و به سوراخها و شكافها كه در ميان جاى كوههاى بلند بود پناه برده . » ص 556